هر قسمتی از شعر که با کسره مشخص نشده است،به معنای ساکن بودن است
:: تمرین روزانه
شعر گفتن با کلمات "نگاه - سلام - کبوتر - گل - عاشق - نور - مست - زبان -سیاه - سربدار"
اگر بد بود بر من ببخشید.این بیت های لعنتی برای تمرین گروهِ تئاترمان است.یک جور هایی مصداق بارز همان مشق شب که توسط کارگردان بر ما شاگرد ها داده میشود.خواستم در این حس شریک شوید
(مخاطب دارد)
نگاه میکنم و سلام یاد میرود
کبوترِ سیاهِ من از بام میرود
من عاشقِ نگاهِ توام پلک میزنی؟
که سربداری و دلم به دار میرود
.
من بی قرارم و تنم آرام نمیشود
هی گریه میکند به تو از حال میرود
.
شاید تمامِ تو براىِ من اضافه است
تو یک گلی و دستِ من به خار میرود
.
با جنسِ وحشىِ تنت عریان میشوم
و سمتِ رنگِ پوستت به مار میرود
.
از خونِ دل نوشته ام براىِ تو بخوان
که نورِ دیده ام ز اشک به تار میرود
.
یک دوست ندارم که برایم زبان شود
یک دوست میاید و دگر جا میرود
.
شاید که تو از رفتنِ من مست و سرخوشی
اما دل این طرف به حالِ زار میرود
.
از بس نیامدی و دلم پشتِ در بماند
این بار قصدِ دیدنت به Fuck میرود
برچسب:
نویسنده: آبتین پاکدل