چه خبر؟ چه خبر؟ مرگِ عالَمی تنها
.خاطرش خُفته، شاهدش سَفَری
.جانِ جانان، کجا؟ ورای کجا
گوشه زد با ستارهی سحری
چه خبر؟
مرگِ دل. گُلی ندمید
تا به لُطفِ هوا، به گریهی ابر
.از زمینْ رازِ آسمان نچشید
تازه شد داغِ لالههای طَری
.چه خبر؟
مرگِ حقْحق و هوهو
،لال شد مرغ و نغمه رفت از یاد
تا که گُنگانِ دهزبانِ دورو
نازْمستی کنند و جلوهگری
چه خبر؟
مرگِ قول و فصلِ خطاب.
:سپر افکند هر زبانآور
قَبَسی زنده کرد، نَک چه جواب
چون نَفَس بر میاوَرَد شجری
قَبَسی زنده کرد، نَک چه جواب
چون نَفَس بر میاوَرَد شجری
.چه خبر؟
تا کمانِ غمزه کشید
از سَمَن تا چمن بشارت رفت؛
نَحْل پوسید و جز غبار ندید
کس بر اوراقِ بوستان اثری
نَحْل پوسید و جز غبار ندید
کس بر اوراقِ بوستان اثری
،دودِ دل تا برآوَرَد شبنم
.از نظر رفت و یادِ غنچه نماند
شُکْرُلله که از صفای اِرَم
سَمَری ماند و لیلةُالقَمَری
چه خبر؟ چه خبر؟
،دنیا تیْه بود و بی سر و ته
̕ خانه آباد ̕ گفت و دید و شنید
شاهدی میکُنند و بَهبَهبَه
مگسِ بیمَریّ و خِیْلِ خری
بیژن الهی
.
مناعی چیست؟
دکتر الهی میگوید : "مناعی" گردانه است.مناعی نه ترجمه است نه تعبیه،گردانه است یعنی موسیقىِ الفاظ.روى قطعه ای با قافیه های میمی.
در شعر "چه خبر؟!" احساس بیش از حد و مرز کلمات و واژگان استفاده شده مشخص است و به دلیل کهنه بودن واژگان و منسوخ شدن برخی از آنها در محاوره امروزی به طور حتم نیاز به معنی دارد.
کلماتی که دشوار هستند را به همراه معنی هایشان مینویسم تا برای علاقه مندان فهم شعر آسان تر شود.
مخاطب این قطعه همسرِ دکتر الهی ست (ژاله کاظمی) که به رحمت خدا رفته اند.و این قطعه بعد از فوت ایشان سروده شد ١٣٦١.
مناعی در لغ، جمع منعی به معنای خبرِ مرگ است
شاعر توضیح داده است که شعرش پایبند این قاعده نیست که " یاءِ وصلی را هم قافیه یاءِ اصلی" نکند.
این شعر را "محسن نامجو" در قطعه ای به همین نام اجرا کرده است.
.
طری : با طراوت و تازه (واژه قدیمی)
قبسی : شعله و پاره آتش (واژه قدیمی)
نک : به فتح یا کسرِ نون در گذشته مخفف اینک،اکنون
شجری : منسوب به شجر (درخت)
سمری : قصه شب،افسانه
لیلة القمری : شب مهتابی
تیه : بیابانی که در آن راه گم میکنند
مرّی : بی شمار
برچسب:
نویسنده: آبتین پاکدل